|
تویکی از بارونی ترین لحظات زندیم این کلمات و رو کاغذ نوشتم اگه اشتباه میکنم بگید ......
یه عمری انتظار بارونیم کرد
یه عمری دست و پاهام بی حس وسرد
یه عمری خوندم از فصل رسیدن
اما حالا دارم حس پریدن
فکر میکردم که فقط پاکی مهم بوده وهست
اما دیدم توی قصه "پاک" خانم بالش شکست
فکر میکردم که شاید یه روزی عاشقم بشم
از دست عاشقا خوبه تا فردا دیوونه نشم
پیدا شده تو زندگیم چندتا آدم که میگفتن عاشقن
هی شعار میدن تو خاطراتشون با من سوار قایقن
چرا قلب پسرای امروزی شده مثل بوقلمون
چرا اررزش نداره یه ذره پاکی واسشون
پاک پاکم ، تنها پاکم تنها واسه یه دلیل
که نشم پیش خدا حتی یه لحظه ای ذلیل
از خدا خواستم و اونم کمک کرده به پاک
تا بشن رسوا پیشش عاشقای سینه چاک
یکی قصدش پول و اون یکی چیزه دیگری
اون یکی میگه به بابات بگو ماشین میخری
مدرک دکترا نیست دلیل درک
مغز اکثر پسرا امروزه آک بنده و کرک
اینو باید بگم که خیلی از دخترا پاکی ندارن
واسه اسم دخترا فقط فقط ننگ میارن
پاک پاکم سنتی ،اونم اسیدی سنتی
خداجون گذاشته برسرم پاک چه منتی
آسمون پراز ستارست دل من بارونیه
خودمون و نزنیم به نادونیه نگفتنش نادونیه
حالم از هر چی جوونی داره میخوره بهم
دردمو قصه زندگیمو من به کی بگم
خسته شدم از اینکه حس کنم باید بزور کسی رو تو دلم بذارم
اونی که میگه عاشقه و منم باید بذروفاشو تو دلم بکارم
عاشقی یک طرفه نداره سود
زیر گنبد کبود "پاک" عاشق کسی نبود
عاشق یک نفره اونم بس
اون خدای مهربون ِ؛ اون همه کس
شاید یه عمر "پاک پاک " بمونم
چون نمی خوام که با شکست برونم
میزنم دل به دشت ، به دل تنهایی
عالم تنهایی غم داره اما برام داره یه نوع زیبایی
پاک 22/2/88
|